خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





اسلوواکی

     

    تصمیم داشتیم هر طور شده تا غروب فردا به پایتخت برای حضور در جمع دوچرخه سوارها برسیم.کم کم از رود فاصله گرفتیم و در جاده های داخل کشور به رکاب زدن ادامه دادیم.و تا حدود 10 شب رکاب زدیم و شب رو در کنار مزرعه ذرتی چادر زدیم.تا چادرمون رو برپا کنیم حسابی پشه ها که  نیششون  خارش و تورمی عجیب رو داشت بهمون حال دادند.وقتی مشغول جابجا کردن وسایل بودیم یه  خرگوش با فاصله بیست سی متری دیده میشد.به خاطر مزرعه حشرات غول پیکری روی چادر راه میرفتند که تا ندیده بودیم فکر میکردیم کسی داره به چادر ضربه میزنه.صبح که بیدار شدیم دوتا خرگوش با فاصله از ما داشتند روی چمنها غذا میخوردند و وقتی بی سرو صدایی ما رو دیدند کم کم بهمون نزدیک شدند تا جایی که تا فاصله دو متری اومدن کنارمون.کمی ازشون عکس گرفتیم و بعد از جمع اوری لوازم به راه افتادیم.

    تمام اون روز باد از روبرو میوزید و باز هم کفی بودن جاده کمک زیادی به راحتی در حرکتمون نمیکرد.غروب بود که رسیدیم به براتیسلاوا و پرسون پرسون رفتیم به ادرس مورد نظر.با تعداد زیادی دوچرخه سوار اشنا شدیم و بعد از گپ و گفتهای زیاد رفتیم منزل یکی از دوچرخه سوارها .

    دو روز تو براتیسلاوا موندیم.چیز زیادی برای دیدن وجود نداشت.بیشتر شهرپر بودازاپارتمانهای بلند رنگی.یک روز رو کاملا استراحت کردیم و یک روز هم رفتیم داخل شهر تا چند تا وسیله که  برای دوچرخه هامون نیاز داشتیم تهیه کنیم..یک قلعه هم بود که چندان ما رو جذب نکرد.

     

     


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دوچرخه ,فاصله ,رفتیم ,چادر ,دوچرخه سوارها ,
    اسلوواکی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده